
ارباب حلقه ها جلد دو : دو برج( The Lord of the Rings : Two Towers) اثر جی آر. آر .تالکین انتشارات نگاه آشنا
رمان ارباب حلقه ها جلد دوم (دو برج) روایتگر فروپاشی یاران حلقه و آغاز مسیرهای جداگانه اما سرنوشتساز برای قهرمانان داستان است. پس از مرگ بورومیر و ناپدید شدن گندالف در موریا، یاران از هم جدا شدهاند. فرودو و سم، راهی سخت و تاریک را به سوی موردور در پیش گرفتهاند و ناچار میشوند به موجودی خیانتکار و مرموز به نام گالوم اعتماد کنند تا آنها را به کوه هلاکت راهنمایی کند.
در سوی دیگر، آراگورن، لگولاس و گیملی به تعقیب اورکهایی میپردازند که مری و پیپین را ربودهاند. این تعقیب آنها را به سرزمین روهان میکشاند؛ جایی که پادشاه تئودن تحت طلسم سارومان قرار گرفته و سایهی جنگی عظیم بر سر مردمش سنگینی میکند. در این جلد، اتحاد دو برج (باراد-دور متعلق به سائورون و اورتانک متعلق به سارومان) تهدیدی بزرگ برای نابودی دنیای انسانهاست و نبرد حماسی «هلمز دیپ» یکی از نقاط اوج این داستان است.
شخصیتها:
گالوم (اسمیگل): شخصیتی پیچیده و کلیدی در این جلد. او راهنمای فرودو و سم است، اما دائماً با نیمهی تاریک خود در جنگ است. رابطه او با فرودو و سم، یکی از جذابترین جنبههای روانشناختی داستان است.
گندالف سفید: جادوگری که همه گمان میکردند کشته شده است، با قدرتی بیشتر و لباسی سفید بازمیگردد تا در نبرد علیه سارومان، رهبری نیروهای خیر را بر عهده بگیرد.
آراگورن: در این جلد، او بیش از پیش ویژگیهای یک رهبر و پادشاه آینده را از خود نشان میدهد و مردم روهان را در نبردی نابرابر هدایت میکند.
مری و پیپین: این دو هابیت جوان که اسیر شده بودند، موفق به فرار میشوند و با «چوبریش» (Treebeard) و انتها (Ents) آشنا میشوند؛ ملاقاتی که منجر به قیامی بزرگ علیه سارومان میشود.
سارومان: جادوگر خیانتکار که در برج اورتانک ساکن است و با ساخت ارتش عظیمی از یوروک-های، قصد نابودی روهان و کمک به سائورون را دارد.
حال و هوای داستان:
فضای «دو برج» تاریکتر و جنگیتر از جلد اول است.
-
جنگ و حماسه: بخش بزرگی از داستان به نبردها، استراتژیهای جنگی و محاصره قلعهها اختصاص دارد.
-
صنعت در برابر طبیعت: تالکین در این جلد تقابل زشتیهای صنعت (کارخانههای سارومان) را در برابر زیبایی و خشم طبیعت (انتها و جنگل فنگورن) به تصویر میکشد.
-
تعلیق و دلهره: سفر فرودو و سم در زمینهای بایر و صخرههای ترسناک امین مویل و باتلاقهای مرگ، حس تنهایی و خطر را به خواننده منتقل میکند.